پاره پاره کننده درست. تقدیر از روحانی پاره کنندهی بنر کنسرت یک روحانی که چند روز پیش در شهر بوشگان در کنسرت زنده به روی سن رفت و بنر آن را پاره کرد و با هو کردن مردم بیرون شد، در نماز جمعه از او تقدیر شد .
More - 1 بسيار جاي از هم دريده کردن از همه جا دريدن پارچه پارچه کردن قطعه قطعه کردن لخت لخت کردن لت لت کردن تقطيع. - 2 بقطعات جدا
Moreمواد مختلف نیاز به انتخاب انواع مختلف پاره پاره کننده های فلزی دارند. پاره پاره کننده ها عمدتاً برای پاره کردن انواع فلز قراضه استفاده می شوند.
Moreباغ پاره پاره کننده - واحد جمع و جور و آسان برای استفاده است که نیازی نیست به هیچ دانش خاصی برای مدیریت. به اندازه کافی برای دریافت با دستورالعمل متصل آشنا، و انجام همه از آیتم های آن است.
Moreمعنی پاره پاره به انگلیسی - معانی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید.
More- پاره پاره کردن ؛ تشذیب. تقطیع. ( تاج المصادربیهقی ). تفصیل. تبعیض. ( زوزنی ). صیر. صور. تهزیع. ( تاج المصادر بیهقی ). تجزیه. تجزیت. تلحیب. خبرَقة. تبتیک. تخریق. جزء. ( دهار ). تخذیم. ( منتهی الارب ). تمزیق ...
More[ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) قطعه ای از پوست . پاره ٔ پوست . پاره ٔ چرم : آن پوست پاره ها که در خانه ٔ کژدم می بینید اثر آن است . (گلستان ). ذوابة؛ پوست پاره ٔ آویزان بر مؤخر پالان . شطیبة؛ پوست پاره ٔ دراز. غضب
Moreچاک کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چاک زدن. پاره کردن. دریدن. شکافتن. خراشیدن : بکردند چاک آن کیی جوشنش بشمشیر شد پاره پاره تنش. فردوسی. به آب اندرون تن در آورده پاک چنان چون کند خور شب تیره چاک. ...
Moreمُکاری یا ( خرکچی ، قاطرچی ، چاروادار یا خربنده) به کسی میگویند که اسب ، شتر ، الاغ و غیره به کسی کرایه دهد و همچنین مُکاری به کسی که با چارپایان اهلی مانند اسب، خر و غیره مسافر یا بار حمل و نفل ...
More